تبليغاتX
شب نشینی در جهنم وادنگ

شب نشینی در جهنم وادنگ

شب نوشت های یک رسوای سرزمین ریا

 

 

 

 پاسداری از حریم و سلامت خانواده ها بر دوش راهبرد گزینان هر اجتماع است.

 

 

در تجربه ی بالینی ده ساله ی سکسولوژی و  تجربه ی بالینی پنج ساله ی روان پزشکی ام ، یکی از جاهایی که آن را سرچشمه و آغازگاه بسیاری از روابط فرا ( برون ) زناشویی زنان شوهر دار و هم چنین روابط همجنس گرایانه - به ویژه در مورد مردان - دیده و دریافته ام ، « تاکسی ها و مسافرکش های درون و برون شهری » بوده است. هر چند انحراف « مالش ( frotteurism ) » و « مالش خواهی » در پی افزایش روابط عاطفی - جنسی پیش از ازدواج در سال های پس از ۱۳۷۵ و ۱۳۸۰ کاهش شگرف و شتابان داشته است. 

در سه چهار سال اخیر ، در برخوردهای رو در رویی که با برخی مسئولان کنونی و پیشین کشور داشته ام ، بارها و بارها لزوم کاهش همجوارنشینی همجنس ها و ناهمجنس ها در تاکسی ها و مسافرکش های شخصی را گوشزد نموده ام.

به جاست که آنان که خود را دلسوز نظام و اجتماع می دانند هر چه شتابان تر با اجماع سازمان ها و ادارات مربوطه ، طرح « کاهش شمار مسافران خودروهای کرایه ای ( تاکسی و مسافرکش های شخصی ) از پنج و چهار نفر به سه نفر » را با دو فوریت تصویب نموده و به اجرا گذارند.

بی گمان ، تصویب و اجرای چنین طرحی ، بیش از دیگر طرح های گذرا و هر از چند گاه که در راستای پاسداشت و سلامت روانی - اجتماعی کشور به اجرا گذاشته شده و می شود ، می تواند سودمند و اثرگذار باشد.

 

روابط برون زناشویی زنان شوهر دار

 

به ویژه این طرح ( کاهش شمار مسافران تاکسی ها و مسافرکش های شخصی از پنج و چهار نفر به سه نفر : یک نفر در صندلی جلو و دو نفر در صندلی عقب ) ، در پیشگیری و کنترل روند نگران کننده و رو به رشد « افزایش برقراری روابط فرا ( برون ) زناشویی از سوی زنان شوهردار ( و شکسته شدن تابوی آمیزش و همآغوشی با زنان شوهردار برای مردان ) »  و هم چنین  « افزایش ابراز ، برون آیی و آمیزش همجنس گرایانه ( هوموسکسوال ) از سوی هر دو جنس و به ویژه زنان »  نقشی جدی و بنیادین خواهد داشت.

آن گاه که بدن دو نفر نامحرم - اعم از مرد و زن - پهلو به پهلوی هم بچسبد ، گردش خون در مناطق مجاور یکدیگر افزایش می یابد و ضربان قلب و شمار تنفس افزایش می یابد. بدین ترتیب فرد متوجه تغییرات فیزیولوژیک بدن خود می شود که دقیقا مشابه وضعیت گردش خون و وضعیت قلبی - عروقی و تنفسی آدمی هنگام برانگیختگی جنسی ( Sexual Arousal & Excitement ) است.

هنگامی که این نزدیکی و مجاورت - که در موارد بسیاری از شدت اندازه ، اگر چه « آمیزش » برشمرده نمی شود ، اما دست کم نمونه ای از « همآغوشی » می تواند به شمار بیاید ( !! ) - دربردارنده ی ران ، باسن و لگن باشد ، افزایش خون ناگهانی در این مناطق لاجرم به افزایش خون آمیزراه ( واژن ) ، پیشگاه ( فرج ) ، لب های گوچک و بزرگ و کلیتوریس ( چوچوله ؛ خروسچه ) در زنان و آلت ، بیضه ها و پروستات در مردان می انجامد. فرجام نهایی چنین روندی ، برانگیختگی ( تحریک ) جنسی :   Sexual Arousal & Excitement است که نماد و نشان فیزیولوژیک آن همانا خیس شدن ( لوبریکیشن ) آمیزراه ( واژن ) و پیشگاه ( ولوا ؛ فرج ) در زنان و برافراشتگی ( نعوظ ) آلت و خیس شدن مجرای آن از طریق ترشح غدد کوپر و پروستات است.

شگفت این که در مواردی که دو نفر ران ها و ساق های شان را برای کاهش اندازه ی برخورد ( تماس ) و هم نوازی دور می سازند ، لاجرم باسن و لگن های شان بیش از پیش به سوی یکدیگر نزدیک شده و برخورد ( تماس ) و مجاورت افزون تری می یابند که جریان خون لگنی - شرمگاهی و برانگیختگی ( تحریک ) جنسی در پی آن را شدت و اندازه ی بیشتری می بخشد؛ به گونه ای که بسیاری چنین بیان می دارند که نه تنها بافت پوشش زیر دیگری را دقیقا لمس نموده اند ، که گاه به فراز ( ارگاسم ) جنسی کامل و شورانگیزی دست یافته اند که آنان را در پیگیری چنین برخوردهای بدفرجامی مشتاق تر ، تشنه تر و بی تاب تر نموده است.

آری ، سال هاست که خودروهای مسافربرمان ، جایگاه آغاز شرم گریزی ها و تابوشکنی های بدپایان بوده است.

چند بار به برانگیختگی ( تحریک ) جنسی :  Sexual Arousal & Excitement رسیدن در خودرو برای یک زن شوهردار کافی ست تا پرده ی شرم و حیا پیش چشم و ذهنش فرو افتد و تابوی رسیدن به   Sexual Arousal & Excitement در بر مردی جز شوهرش شکسته شود.

درست همین حالت برای مردان دارای آمادگی انحراف و یا وسواس جنسی صادق است. چند بار دست یافتن به برانیختگی ( تحریک ) جنسی : Sexual Arousal & Excitement  برای یک پسر یا مرد در بر همجنس نیز کافی ست تا آن پسر یا مرد به چاه ویل و بی پایان غریزه ی سرکش جنسی فرو افتد و چه بسا تا ناکجاآباد آن سقوط کند.

 

 

 آیا آنان که روز و شب از لزوم کنترل ناهنجاری های اخلاقی و روانی سخن بر زبان می رانند ، دغدغه و دلسوزی خود را در عمل از « طرح کاهش شمار مسافران تاکسی ها و مسافرکش های شخصی از پنج و چهار نفر به سه نفر : یک نفر در صندلی جلو و دو نفر در صندلی عقب » در راستای کاهش روابط برون زناشویی زنان شوهر دار و هم چنین کنترل روند رو به رشد و نگران کننده ی همجنس گرایی مردانه نشان خواهند داد ؟!؟  

 

تاکسی های قدیم یزد : دیروز سالم تر از امروز؛ افسوس !

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 2:3  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

فیلم های آموزشی آنه هوپر را جایگزین فیلم های پورنوی پر انحراف نمایید.

 

اصلاح ساختار همآغوشی و آمیزش از جمله کارهایی ست که من برای درمان « اختلال ریزش ( انزال ) زودرس » انجام می دهم:

۱- پنج دقیقه همآغوشی هنگام برهنه نمودن خانم

۲- پنج دقیقه همآغوشی هنگام برهنه شدن آقا تا حد شورت زیر بدون کندن شورت زیر

۳- سپس بی درنگ پوشیدن یک شلوارک روی شورت زیر و ادامه ی همآغوشی برای ده دقیقه

۴- سپس کندن شورت زیر و شلوارک و بی درنگ پوشیدن یک کاندوم خاردار تاخیرانداز ( در صورت ناخشنودی خانم از این گونه کاندوم ها ، می توان از کاندوم عادی و معمولی سود جست )

۵- سپس آغاز به درونرفت ( دخول ) با سود جستن از سه تکنیک :

الف ) ایست - آغاز ( Start - Stop )

ب ) نشگون و فشار ( Squeezing ) بر نوک ( Glans ) آلت

ج ) تکنیک ساخته شده از سوی خودم : یک بازدم عمیق { برای فشار ناگهانی و شدید دیافراگم بر حجم و هوای درون شکم ( اینتراپریتونئال ) بر کیسه های منوی ( سمینال وزیکل ها ) ، مجرای منی بر ( واز دفران ) ، پروستات و گردن مثانه } ، 

سپس خارج شدن از تشک و تخت خواب و چند گام راه رفتن در اتاق با تمرکز خشونت سرشتی و قاطعیت بر نگه داشتن و پاسداری از ادامه ی برافراشتگی ( نعوظ ) آلت ،

و بازدم عمیق و محکم دوم

۶- آغاز به درونرفت ( دخول ) آلت در پوزیشن تغییر یافته ی خانم ( برای نمونه ، چنان چه پوزیشن درونرفت ( دخول ) نخست ، تاقباز بوده است ، درونرفت آلت یک بار در پوزیشن دمر ، یک بار در پوزیشن دراز کشیده به پهلوی راست ، بار دیگر در پوزیشن دراز کشیده به پهلوی چپ ، بار دیگر در پوزیشن خانم بالا ( Woman On Top ) انجام شود.

 

پافشاری روایات و احادیث اسلامی  بر انجام همآغوشی و آمیزش به دور از چشم و گوش فرزندان کاملا درست و دوراندیشانه است.

لازم به ذکر است که من انجام این روند همآغوشی و آمیزش را در محیطی به دور از چشمان و گوش های تیز و موزی فرزندان ( به ویژه در آپارتمان های فسقلی و کوچولوی امروزی ! ) و زیر نور چراغ خواب سرخ ( قرمز ) وحشی پیشنهاد می کنم.

این گونه ساختار همآغوشی و آمیزش هنگامی که با ورزش عضله ی مخطط ارادی ( اسفنکتر خارجی ) گردن مثانه و پیشابراه و مصرف داروها که پیش تر در همین وبلاگ از آن ها نوشته ام همراه و پیوسته شود ، نه تنها به خوبی زمان ریزش ( انزال ) منی را به عقب می اندازد ، بلکه هنگام به فراز ( ارگاسم ) رسیدن زن را با مرد هم زمان و هماهنگ می کند. چنین رویکردی می تواند نقشی جدی در پاسداری از حریم خانواده و پیش گیری از روابط فرا ( برون ) زناشویی و پیمان شکنی زنان و مردان داشته باشد.

 

فیلم های آموزشی علمی آنه هوپر را جایگزین کانال های ماهواره و فیلم های پورنوی پر انحراف سازید.

 

افسوس که مردان ایرانی به جای آموختن هنر « پیش نوازی ( Foreplay ) » - که در فرهنگ جنسی اسلامی آزادنگر و خوش اندیش مذهب شیعه  ، « ملاعبه ، مغازله و معاشقه » نامیده و بر آن پافشاری و تاکید شده است  - تنها و تنها به طولانی نمودن روند درونرفت ( دخول ) آلت می اندیشند. 

 

فیلم های آموزشی آنه هوپر راهگشای شمار فراوانی از مشکلات و اختلالات جنسی ست.

 

سی دی های آموزشی خانم « آنه هوپر ( Anne Hooper ) » در زمینه ی اصلاح ساختار و ارتقای نگرش به همآغوشی و آمیزش بسیار سودمند هستند. من جایگزین نمودن تماشای فیلم های پورنوی سرشار از انحرافات جنسی را با این سی دی های آموزشی و فیلم ها و انیمیشن های آموزنده و سازنده ی آن به گونه ای جدی توصیه می نمایم.   

 

فیلم های آموزشی آنه هوپر راهگشای شمار فراوانی از مشکلات و اختلالات جنسی ست.

 

چنین اصلاحات مدبرانه و دوراندیشانه ای می تواند هم چنین به گونه ای اثرگذار و کارساز از آلوده و دچار شدن مردان اجتماع مان به بیماری خانمان سوز « سوء مصرف و وابستگی ( اعتیاد ) به الکل ، مواد مخدر و محرک » پیشگیری نماید.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 0:34  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

مردان از چشم خر می شوند و زنان از راه گوش !

این یک اصل کلی و غریزی ست !!

الگوهای آمیزشی ما ایرانیان علمی و درست نیست. آمیزش تنها امری مکانیکی ، بر بنیاد درونرفت ( دخول ) آلت نیست. این امر احساس ، مهر و معنویت ویژه ی خویش را می طلبد.

در کار بالینی ، چه بسیار می بینم همسرانی را که چشم بر جنبه های روحانی س ک س و آمیزش بسته اند و سال هاست تنها و تنها به کرداری جسمانی و مکانیکی بسنده نموده اند. در بسیاری زمان ها می بینم که خانه و خانواده از عنصر رفاقت و صمیمیت خالی ست. این دقیقن جایگاه ورود معشوق و معشوقه ( روابط فرا زناشویی ) به زندگی این زوج هاست.

در بسیاری موارد ، تهی شدن زندگی اینان از عشق و دلبستگی و مهر و صمیمیت ، به تدارکات آغاز ازدواج و بخث و ستیز درباره ی مهریه و قباله و شیر بها و جهاز و جزئیات مراسم عقد و عروسی بر می گردد که ریشه و سرچشمه ی ساری و جاری شدن خشم - پنهان و یا عیان - و حتا پرخاش و دوری عاطفی و احساسی همسران از یکذیگر می شود.

نه !

آمیزش تنها آمیزش پیشگاهی ، پسگاهی ، دهانی و ........... نیست !!

آمیزش امری روانی ، روحانی و معنوی ، و واقعیتی فرسنگ ها فراتر و والاتر از نزدیکی تنی ست که با هر کس و ناکسی نشاید و نباید انجام داد.

آمیزش هم چون دیگر کردارهای آدمی ، مرزها و چهارچوب های ویژه ی خود را می طلبد و تنها تخلیه ی ترشحات نیست. به ما پرهیز از س ک س و خطرات بالقوه ی  آمیزش ج ن س ی را می آموزند، اما روح معنوی و عرفانی لازم را هیچ گاه در نظر نگرفته اند.

افسوس که در ایران سده هاست که به س ک س و آمیزش ، نه به عنوان آفریده ی پروردگار ، که به سان کرداری اهریمنی نگریسته شده و می شود !!!     

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 23:6  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

شايد براي برخي لزوم نوشتن از چنين مبحثي زير پرسش باشد اما اين گونه افراد بايد بدانند و آگاه باشند كه اين روزها سرچشمه و ريشه ي بسياري از دعواها و اختلاف هاي منجر به جدايي ، طلاق و پيمان شكني ( خيانت به همسر ) در همين مبحث است.

فرهنگ جهاني از راه رسيده و بر پندارها و كردارها اثر ژرف خويش را نهاده است.

مردان سال هاست كه انجام اين گونه آميزش را از شركاي جنسي خود درخواست مي كنند و زنان نيز به تازگي جايگاه برابر مي خواهند. بگذريم كه بسياري از مردان اثر پذيرفته از فرهنگ و فيلم ها و كانال هاي پورنوي ساخت فرنگ خود مشتاقانه بدين كردار دلبستگي پيدا كرده اند !!

گفتيم كه چنان چه در اين كردار افراط صورت نگيرد ، انجام آن نرمال خواهد بود و در وضعيت بهنجار به عفونتي هم منجر نخواهد شد. اما پرسش بسياري اين است كه بلعيدن ترشحات پيشگاه ( فرج و واژن ) و يا خوردن مايع ريزشي مرد ( مني ) به بيماري يا بارداري خارج رحم خواهد انجاميد ؟!؟

در پاسخ بايد گفت : نه ! خوردن و فرو بردن آب خايه ( مايع مني ) مرد هرگز به بارداري خارج رحمي منجر نخواهد شد !! ايم مايع ريخته شده از مرد داراي ويتامين ها از جمله ويتامين سي ، قند ميوه ها ( فروكتوز ) و عناصر معدني است.

بسياري مي پرسند تماس پوستي با آن به بيماري منجر نخواهد شد ؟؟

بايد بگويم كه خانم ها بدانند كه در بيشتر كرم هاي پوست و زيبايي صورت شان ، آب خايه ( مني ) اسب و ....... وجود دارد و به طور كلي اين مايع اگر براي پوست سودمند نباشد ، زيان بخش هم نيست.

تماس پوستي مرد هم با ترشحات زن ، اگر دچار بيماري هاي عفوني آميزشي هم چون زگيل هاي هرپسي آميزشي نباشد ،  مشكل ساز نيست.

فقط بايد يادآوري نمود كه در صورت ورود آب خايه ( مايع انزالي مرد ) به درون چشم ، بايد حتمن با سرم فيزيولوژي و قطره هاي شست و شوي چشمي استريل ، و در صورت نبود آن ها ، با آب بدون فشار ولرم ( نه گرم و نه خيلي سرد )  چشم مورد نظر را به اندازه ي يك دقيقه و نه بيشتر شست و شو داد. از چايي جوشيده و سپس سرذ شده نيز مي توان براي اين كار استفاده نمود.

چنان چه مرد دچار عفونت جدي اي باشد ، طي چند روز چشم دچار عفونت ، سرخي و ترشحات اشكي و غليظ عفوني مي شود كه در آن صورت فرد لزوم مراجعه به چشم پزشك و مصرف قطره هاي چشمي آنتي بيوتيكي هم چون تتراسيكلين و جنتا مايسين و سيپرو فلوگزاسين و ............ را احساس خواهدكرد. ريختن اين قطره ها در چشم حتمن بايد زير نظر متخصص چشم پزشكي باشد.

امروزه ديده مي شود كه برخي خيانت ها تنها به دليل خودداري همسر از انجام آميزش دهاني صورت مي پذيرد كه تاوان هاي سنگين فردي و خانوادگي را - به ويژه براي فرزندان - در پي دارد.

چنان چه همسري از انجام اين كردار اكراه دارد ، مي تواند انجام آن را با كاندوم آغاز نمايد.

امروزه و با توجه به فراگير شدن ايدز ( AIDS ) و هپاتیت B و C توصیه می شود که شرکای ج ن س ی از بلعیدن و فرو بردن ترشحات تناسلی یکدیگر پرهیز نمایند و در صورت دیدن هر گونه آثار عفونت ( چون ترشحات بد بو ، رنگ های زرد ، سبز ، آبی و ....... غیر طبیعی ، زخم ، زگیل ، خونابه آمیخته به چرک و ............ ) از انجام آمیزش دهانی جدا خودداری ورزند.

تماس دهانی با پسگاه ( مقعد ) هر چند در بسیاری - از جمله برخی هم جنس گرایان - وجود دارد ، اما به طور کلی توصیه نمی شود.

امیدوارم خوانندگان وبلاگ های پارسی زبان بیش از این ، از این جانب توضیح و تفصیل نطلبند !!! 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 23:3  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 س ک س و آمیزش دهانی در عهد باستان

 

 

در کار بالینی زوج درمانی و س ک س تراپی فراوان با این پرسش رو به رو می شویم که از آمیزش دهانی ( ORAL SEX ) می پرسند که : رویکردی بهنجار است یا کاری انحرافی ؟ 

تا سه دهه ی پیش آمیزش دهانی در عرف و هنجار س ک س و آمیزش ایرانیان نبود و کاری ناپسند دانسته و شناسانده می شد. هر چند در فیلم های پورنو پیش از انقلاب - که به دلیل نبود ویدئو امکان تماشایش تنها با پروژکتورهای هشت میلی متری فراهم می شد و خیلی فراگیر نبود - تصاویری از این دست وجود می داشت.

تا هنگام دیپلم گرفتن من نیز در میان حدود پانصد دوست دانش آموزم ، شمار آن هایی که اهل س.ک.س و آمیزش دهانی بودند ، به پنج نفر نمی رسید و در میان ما پسران ، مرد « پیشگاه ( فرج و واژن ) لیس »  فرومایه و پست شناخته و به ریشخند گرفته می شد.

 در آن هنگام « .... لیسی ( CUNNILINGUS )  » ، یک دشنام برای تحقیر مرد بود و پوزیشن 69 تنها مربوط به زنان همجنس خواه دانسته می شد.

از سال ۱۳۶۵ و به ویژه دهه ی ۱۳۷۰ خورشیدی انجام آمیزش و س ک س دهانی از سوی نیمه ی زنانه ی اجتماع ایرانی و به ویژه دختران دوشیزه - چه بسا در داخل خودروهای در حال حرکت در جاده های پیرامون کلان شهرها - رشد و گسترش یافت.اما انجام آمیزش دهانی از سوی مردان ( CUNNILINGUS ) - دست کم تا آن جایی که من می دانم - تا سال های منتهی به آغاز دهه ی ۱۳۸۰ فراگیر نشده بود.

اما هم اکنون دگرگونی بزرگی - درست در اندازه و قد و قواره ی یک انقلاب فرهنگی - اجتماعی - در زمینه ی هنجارهای س.ک.س و آمیزش ایرانیان داخل ( و نیز خارج ) کشور رخ داده است.

آری ، فیلم ها و کانال های ماهواره ای - فناوری ( تکنولوژی ) - اثر گسترده و ژرف خود را نهاده است تا آن جا که اکنون ، دست کم در کلان شهرها ، انجام آمیزش دهانی از سوی نیمه ی مردانه ی اجتماع ( CUNNILINGUS ) تنها اندکی کمتر از انجام آن در نیمه ی زنانه ی اجتماع ( FELLATIO ) شده است.

مشاهده ی بسیار این واقعیت هویدا و نهان در ماه های اخیر برای من و همکاران زوج درمانگرم مایه ی شگفتی فراوان شده است. دست کم فمینیست های میهن مان در این زمینه پیروز و کامیاب بوده اند !

س ک س و آمیزش دهانی در حین انجام آمیزش و همآغوشی ، به ویژه در فرآیند پیش نوازی ( Fore Play ) امری بهنجار قلمداد می شود ، اما چنان چه آمیزش دو نفر فقط منحصر و محدود به این گونه آمیزش شود و از درونرفت ( دخول ) به گونه ای همیشگی خودداری و پرهیز شود ، بدان به عنوان یک اختلال ج ن س ی نامتمایز ( NOS ) یعنی عضو خواهی ( PARTIALISM ) نگریسته می شود.

اگر این عمل با اجبار ، اعمال زور و اکراه یک نفر از دو همبستر تحمیل شود ، می تواند به ناهماهنگی زناشویی ( Marital Discord ) جدی منجر شود.

باید دانست که از دیدگاه عفونی و میکرب شناسی ، آلوده ترین جای بدن آدمی نه آلت و پیشگاه ( فرج و واژن ) و پسگاه ( مقعد ) که دهان است. بسیاری از زنان درباره ی آلودگی آلت مرد باورهای سفسطه آمیز و خرافی دارند و نمی دانند که ادرار یک فرد نرمال - بدون علائم و نشانه های عفونت ادراری ( چون سوزش و تکرر ادرار یا خروج مایع غلیظ چرکی و ... ) - کاملن استریل و پاک است. به کماندوها و تکاوران آموزش داده شده و می شود که اگر در جایی دچار اصابت تیر یا ترکش شدند و امکان شستشوی زخم و جراحت شان با سرم استریل فراهم نبود، بر زخم شان ادرار کنند.

از قدیم نیز در مناطق گوناگون میهن مان - ایران - نیز بسیاری از کشاورزان از پدران و مادران شان می آموخته اند که اگر هنگام درو و ...... دست شان در اثر اصابت داس یا گاو آهن و ........... زخمی شد و آب تمیزی برای شست و شو در اختیار نداشتند ، جراحت شان را با پیشآب ( ادرار ) شان بشویند.

فلور میکربی دهان از واژنی که دچار علائم و نشانه های عفونت های اختصاصی و غیر اختصاصی تناسلی نباشد ، بیشتر و از این رو بر آن چیره است و این تماس به عوارض جدی برای دهان منجر نمی شود.   

 

 

س ک س و آمیزش دهانی

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 23:2  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

بسیاری از روان شناسان و مشاوران خانواده در ایران ، آموزش آکادمیک و درستی درباره ی گستره ی جنسیت و هماغوشی و آمیزش دریافت ننموده اند؛ از این رو جای شگفتی نیست که توانایی راهنمایی و آموزش مراجعان را نداشته باشند.

پرسش شمار فراوانی از مراجعانی که کمتر از پنج سال از پیمان زناشویی شان گذشته است ، این است که چند بار آمیزش در هفته نرمال و منطقی ست؟

بارها دیده و شنیده ام که درمانگران در برابر این پرسش ساده ، پاسخ های ناجوری بیان داشته اند:

از ساعتی یک بار در شش ماه نخست ازدواج تا ماهی یک بار و نه بیشتر !!!

این در حالی ست که پاسخ یکسانی برای این پرسش وجود ندارد و بستگی به بسیاری از عوامل دارد. برای نمونه آن که این زوج سنتی ازدواج نموده اند یا زناشویی مدرنی داشته اند؛ پیش از ازدواج چه مدت آمیزش یا هماغوشی داشته اند؛ چه مدت از ازدواج و آغاز هماغوشی و آمیزش آن ها گذشته است؛چند سال از عمرشان سپری شده است؛ میل جنسی و خودارضایی آنان پیش از پیمان زناشویی شان تا چه اندازه بوده است؛ و .................

به طور کلی ، پس از سه و شش ماه نخست ازدواجی که با هماغوشی و آمیزش های پیش از آن همراه نبوده است ، شمار انجام آمیزش کاهش یافته و در سال دوم و سوم چنین پیمان زناشویی ای به یک ریتم و تعداد ثابت و مشخص - بسته به ویژگی های فیزیولوژیک تنی و روانی - می رسد.

پس از سال پنجم یک ازدواج خوب و خوشایند و پویا ، شمار آمیزش ها در هفته به ماهی سه تا چهار بار می رسد که تمرکز ویژه ی آن بر تعطیلات پایان هفته ( weekend ) خواهد بود که در فرنگ شب یک شنبه و در ایران « شب مشهور و پر هیاهوی جمعه » است.

با توجه به چند شغله بودن مردان ایرانی و فشار فراوان مشکلات حرفه ای ، اقتصادی ، اجتماعی و ........ هم اکنون یک تا دو بار آمیزش در هفته برای زوج های جوان ، پس از شش ماه نخست آغاز پیمان زناشویی خوب و مناسب بوده و اصلن کم و مشکل ساز نخواهد بود.

در هفته یک یا دو بار آمیزش برای افرادی که ژر تنش ، عصبی و تحریک پذیر نیستند ، کافی ست ، اما دست کم سه شب دیگر همسران باید به تانترا ( TANTRA ) - هماغوشی برای دستیابی به آرامش و رهایی ( Meditation ) و نه با هدف درون رفت ( دخول ) و آمیزش و سکس کامل - بپردازند.

و TANTRA چیزی ست که یک زوج درمانگر باید به خوبی بدان آگاهی داشته باشد. در سی دی آموزشی « ANNE HOOPER » تانترا به اندازه ی کافی بیان شده است.

گاندی - رهبر فقید هند - سال ها پس از ترک همسر و پا نهادن بر غریزه ی جنسی ، دانست که چه گوهری را از دست داده است؛ پس به جبران پرداخت و در واپسین دهه ی عمر خود با چندین نفر از ارادتمندان و شاگردان خاص خود تا بامداد به تانترا می پرداخت: هماغوشی برهنه بدون درون رفت ( دخول ) آلت تناسلی.

مقاله ی بیانگر این واقعیت - که بارها در دانشگاه های گوناگون گیتی ارائه شده است - را می توانید با جست و جوی  gandhi & tantra و هم چنین  gandhi & sex  در www.google.com  پیدا کنید. مقاله ای که یک بار چکیده اش در روزنامه ی توقیف شده ی شرق منتشر شد.

 

تانترا : هماغوشی برهنه برای مدیتیشن    

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 22:58  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

کاما سوترا : مهارت های بریتر هماغوشی و آمیزش ( آنه هوپر )

 

در ایران شمار فراوانی از طلاق ها و جدایی ها به دلیل نا آگاهی های جنسی - زناشویی رخ می دهد.

چه فراوان مردانی وجود دارند که سکس و آمیزش را تنها درون رفت ( دخول ) آلت می دانند و به معاشقه و همآغوشی پیش و پس از درون رفت ( دخول ) نمی پردازند.

این گونه آمیزش نه تنها برای زنان هیچ گونه لذت و خوشی به همراه ندارد ، که سبب شکنجه ی تنی و روانی آنان نیز می شود.

در ایران آگاهی رسانی و آموزشی درباره ی شیوه ی درست هماغوشی و آمیزش انجام نگرفته است و این کم کاری و انکار ، پیامدی جز بالا رفتن آمار جدایی ، طلاق ، و پی گیری و آغاز روابط عاطفی - جنسی از سوی مردان و زنان نداشته و نخواهد داشت.

آموزش فراگیر راه و رسم آمیزش کامل و همه جانبه امری ضروری و لازم است که باید در کشورهای عقب افتاده جدی گرفته شود.   

 

سی دی آموزشی آنه هوپر : تکنیک ها و مهارت های هماغوشی و آمیزش

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 22:56  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

آیا زنان بی هوده و به اشتباه به دنبال قد و قامت نیستند ؟!؟

 

پرسش دیگری که در ذهن بسیاری از زنان جوان وجود دارد این است که

« آیا از ظاهر چهره و یا پیکر مردان می توان به اندازه ی درازا و پهنای آلت آنان پی برد ؟؟ »

و

« آیا درازا و پهنای آلت جنسی - زناشویی مردانه ، نسبتی از اندازه و پهنا و تنومندی پیکر آنان است ؟؟ »

واقعیت آشکار و نمایان آن است که اندازه ی درازا و پهنای آلت مردان ، اگر نسبت معکوس با اندازه ی درازا و پهنای پیکر آنان نداشته باشد ( که در کمال شگفتی بارها دیده شده که این نسبت معکوس را دارد !! ) ، دست کم نسبت مستقیم با آن را ندارد.

فراوان مردانی را معاینه نموده ام که درازای پیکرشان به یک متر و شصت سانتی متر نمی رسد ، اما درازا و پهنای آلت شان به اندازه ای در حدود ساعد دست شان بوده است !!!

این واقعیت مشهود از سوی بسیاری از دستیاران و متخصصان یورولوژی ( جراحی کلیه و مجاری ادرای - تناسلی ) و پزشکان عمومی و اینترن ها گزارش شده است تا جایی که آن را با قانون دست معروف در فیزیک بدین گونه بیان نموده اند که « پیکر بزرگ ( مرد دراز یا مرد چاق ) ، آلت کوچک » و « پیکر کوچک ( مرد کوتاه و ریز ) ، آلت سترگ » !!!!

در دنیای دیگرگون و پیچیده ی « هم جنس گرایان » - که به تازگی از سوی انجمن هم جنس گرایان ایرانی مقیم آمریکا « دگر باشان » نام نهاده شده است - ( هم جنس گرایان مرد : گی ها ) نیز فراوان دیده شده که مرد مفعول ( BOT ) یا V- more B پیکری تنومند و بلند ، با عضلات پیچ در پیچ و وزنی از ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلو داشته و مرد فاعل ( TOP ) یا V- more T  پیکری کوچک و معمولی با وزنی از ۶۰ تا ۸۰ کیلوگرم داشته است.

 

در بیان نسبت معکوس قامت با درازا و پهنای آلت مردان

 

 

بدون شرح !

 

باید اذعان نمود که خداوند جنسیت را به سان چیستانی پیچیده برای شکستن غرور نا به جای آدمی آفریده است تا پس از چند هزار سال کاوش بداند که همی نادان است.

باید دانست که بسیار پیش تر و بیش تر از شرمگاه آدمی ، ارگان و جایگاه جنسی و زناشویی اش همانا  « مغز ( آمیگدال ، هیپوکامپ ، لیمبیک ، تالاموس ، هایپوتالاموس و هایپوفیز و .... ) » اوست.  

  

و خداوند جنسیت را چیستان آدمی آفرید !

 

این نوشته ادامه دارد ......

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 22:46  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

پرسش های بسیاری درباره ی اندازه ی نرمال آلت تناسلی مردانه از من پرسیده شده و می شود.

برخی از زنان در این باره خطاهای فکری فراوانی دارندو از این رو دچار نگرانی های گوناگونی پیرامون اندازه ی آلت همسران شان می شوند. به گونه ای که در اغلب موارد آن را کوچک ارزیابی نموده و یا گاه از بزرگی آن دچار هراس می شوند.

اندازه ی طبیعی آلت مردانه ، هنگام برافراشته شدن ( برپایی ) ، از ده تا بیست سانتی متر است.

درازای طبیعی واژن نیز به طور معمول نه تا یازده - دوازده سانتی متر است که دو - سه سانتی متر ولو ( شامل لب های کوچک و بزرگ واژن ) را نیز باید به آن افزود.

از این رو نه سانتی متر درازای آلت برای پدید آوردن ارگاسم ( فراز ) جنسی در زن و شش سانتی متر آلت به شرط پرش ( جهش ) خوب منی ، برای بارور ( باردار ) ساختن زن کافی است.

بنابراین هر چه اندازه ی آلت مردانه از یازده تا چهارده سانتی متر - در هنگام برافراشتگی - افزون تر باشد ، درون واژن ( پیش گاه ) قرار نگرفته و بیرون از آن ناسودمند می ماند.  

 

آلت جنسی مردانه

 

این نوشته ادامه دارد ........

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 22:44  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

ریزش ( انزال ) زودرس

 

بسیاری از زمان نرمال و طبیعی ریزش ( انزال ) منی پس از درون رفت ( دخول ) آلت مردانه در واژن می پرسند. بر پایه ی کتاب های روان پزشکی و یورولوژی ، این زمان بین یک تا دو دقیقه است.

یک تا دو دقیقه ، به نظر کم می نماید اما چیزی در حدود بیست تا شصت حرکت رفت و برگشت آلت را در بر می گیرد ! پس کم نیست !!

با تکنیک ها و مهارت های پیشرفته ی زناشویی و انجام رفتار درمانی شناختی سکشوال - حتا بدون مصرف فلوگزتین ، کلومی پرامین ، و بوپروپیون یک ساعت پیش از آمیزش ( سکس ) و یا سود جستن از کاندوم های خاردار تاخیرانداز دارای گزیلوکائین - می توان این زمان را به آسانی به بیست تا چهل دقیقه و حتا بیشتر رسانید.

این در حالی ست که برخی درمان گران نا آگاه ، دردمندان را نسبت به امکان مداوای اختلال ریزش ( انزال ) زودرس منی نا امید و درمانده می نمایند ؛ و البته مهارت های یشرفته ی زناشویی قابل دست یابی و آموختنی ست.

مهم آن است که به یاد داشته باشیم که درمان نخست اختلالات جنسی و زناشویی ، نه دارو یا روان کاوی ، که رفتار درمانی شناختی ست. 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 22:41  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

روابط فرا ( خارج ) زناشویی { خیانت به همسر }

 

برقراری روابط عاطفی و آمیزشی ( جنسی ) فرا ( برون ) زناشویی از سوی زنان افزایش چشمگیر و نگران کننده ای نشان می دهد. این تنها دیدگاه من نیست. نظر و مشاهده ی بالینی بسیاری از زوج درمان گران است که بارها و در ایستارهای گوناگون آن را با من در جریان گذاشته اند. این عبارت ، سوتیتر گزارش چندی پیش صفحه ی اجتماعی روزنامه ی اعتماد هم بود.

برقراری روابط بیرون ( فرا ) زناشویی ، علل و عوامل پر شمار و گوناگونی دارد اما هم چون طلاق هرگز یک نفر در آن مقصر و گناه کار صد در صد نیست ! به واقع ، حتا در برقراری چنین روابطی از سوی شوهر عیاش ، همسر در نگاه نخست « مورد ستم واقع شده » هم چند درصدی بار تقصیر و اشتباه را بر دوش دارد که دست کم به برگزیدن چنین همسری مربوط است !!

برخی از شوهران در رویکرد زنان شان به سوی این گونه روابط - که از روابط تلفنی و اس ام اسی عاطفی آغاز شده و به روابط جنسی و آمیزشی می انجامد - نقش عمده ای دارند که از آن جمله می توان به شوهران دچار اختلال یا ویژگی های پر رنگ در خودمانده ( آسپرگر ) ، شخصیت درخودمانده - تنهایی گزین ( اسکیزوئید ) ، شخصیت مردم گریز - پرهیز مدار ( اوویدنت ) ، شخصیت نظام مند - قانون مدار ( وسواسی - جبری ) ، شخصیت وابسته ( دیپندنت ) ، شخصیت منتقد - افسرده ( دپرسیو ) و به طور کلی آدم های سرد ، اضطرابی ، ناهیجانی و درون گرا ، و نیز افراد دچار اختلالات وسواسی ، به ویژه « اضطراب ها و وسواس های ذهنی - عملی جنسی - آمیزشی » و .... اشاره نمود. 

اینان با برآورده نساختن نیازهای عاطفی و آمیزشی زنان خود و نکوهش آن ها - به دلیل بیان این گونه نیازها و درخواست برآورده شدن گاه به گاه آن ها و دست آخر گله و شکوه از چشم فرو بستن شوهران شان بر این نیاز غریزی و خداوند آفرین شان - مقصر و گناه کار اصلی در کشیده شدن زنان شان به سوی آغوش مردانی جز شوهران شان هستند. شوهرانی که از ادای تکلیف شوهری گریزان و هراسان بوده و از مراجعه برای درمان اضطراب ها ، وسواس ها و سردمزاجی و کمبود میل جنسی شان نیز رویگردان هستند. 

در به بینش رساندن این گونه مردان کمی تا بسیاری « شوت و اوت » - نادان و گریزان - بر پایه ی مکتب « فیلم درمانی » می توان از فیلم های « سگ های پوشالی ( Straw dogs ) » ، « خیابان هانوور ( Hanoover street ) » ، « ماری آنتوانت ( Marrie antoinette )  » ، « مادام بوواری ( Madam Bovari ) » ، « امتیاز نهایی ( Match point ) » ، « افسانه ی 1900 ( The Legend of 1900 ) » ، « وکیل ( جانشین ) هادساکر » ، « بی وفا ( Unfaithful ) » و ......... به بهترین و شگفت انگیزترین صورت سود جست. به ویژه از پنج فیلم نخست که زبده ترین زوج درمانگر هم نمی تواند به اندازه ی این پنج فیلم در به بینش ( Insight )  رساندن شوهر « شوت و خواب زده » سودمند واقع شود !!!

 

سگ های پوشالی : اثر ماندگار و درخشان سام پکین پا

 

 

به ظاهر راضی و خشنود : سگ های پوشالی ( سام پکین پا )       

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 6:23  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

پدر ، مادر و پرورش ( تربیت ) جنسی کودک و نوجوان

 

وسواس در ایران از « شست و شو و پاکی و نجسی » و « نظم و ترتیب » چرخیده است. این آموزه ای بزرگ بود که استاد دلبندم « دکتر شکرالله طریقتی » برای نخستین بار به من گوشزد نمود و من بر آن شدم تا بر پایه ی درس استاد بزرگوار و ژرف نگرم نوشتاری با عنوان « موج نو وسواس » بنویسم.

اکنون و در کار بالینی خود به گونه ای نمایان و آشکار می بینم که آری سمت و سوی بیماری وسواس در سرزمین ما چرخیده است.

یکی از وسواس های شایع امروز ، « وسواس های جنسی ( SEXUAL ) » است. یک گونه از این وسواس ، همانا « وابستگی ( اعتیاد ) به سکس ( SEX ADDICTION ) » است که امروزه در سرزمین ما بسیار ریشه دوانده و فرا گیر ( اپیدمیک ) شده است.

 

وسواس جنسی - وابستگی ( اعتیاد ) به سکس

 

سامانه های گیرنده های شبکه های ماهواره ای ، اینترنت و هم چنین سامانه ی بلوتوث گوشی های تلفن همراه در انتشار و همه گیر شدن این بیماری نقشی جدی و انکار نا شدنی دارند و سلامت و آرامش زندگی زناشویی را در خانواده های ایرانی مورد تهدید جدی قرار داده اند.

به راستی ، این همه تماشای فیلم های سکسی که به گونه ای گزافه آمیز ( افراطی ) ، دربست و بیمارگونه به نمایش آمیزش ها و هماغوشی های سادومازوخیستیک می پردازند ، چه لطف و لذتی دارد که ما از آن ناآگاهیم ؟!؟

 

 

وسواس جنسی - وابستگی ( اعتیاد ) به سکس

 

 

این نوشته ادامه دارد ........... 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 12:34  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

بارها با این پرسش رو به رو شده ام که  « وجود روابط عاطفی - آمیزشی پیش از ازدواج تا چه اندازه می تواند در رخ دادن و  پایداری روابط فرا ( خارج ) زناشویی نقش داشته باشد ؟ »

این پرسش را در ذهن دختران بیشتر دیده ام ؛

شاید بدین دلیل که مردان در ایران ما اصولن بر دو دسته اند:

یا وجود این گونه روابط را برای همسرشان پیش از ازدواج با خود پذیرفته اند ( که درصد این گونه مردان - به ویژه در کلان شهر ها - هر روز بیشتر از دیروز شده و می شود و اصلن نادر نیست )  و

یا به طور کلی به هیچ وجه توان پذیرش وجود چنین روابطی را - حتا در اندازه های سطحی ، سبک و اندک  - در پیشینه ی عاطفی - آمیزشی همسران شان نداشته و ندارند ( که این درصد هر روز کمتر از دیروز می شود ). 

 

 

این نوشته ادامه دارد ..................   

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 1:20  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 روابط فرا زناشویی و پیمان شکنی

 

خوب یادم هست که تا بیست و یک سالگی من ، برقراری رابطه ی جنسی و حتا عاطفی با یک زن شوهر دار تابویی سترگ بود. این تابو با باوری جادویی ( Magical Thinking ) همراه بود: نکبتی ژرف و فراگیر !

این باور چنان ریشه دار و استوار بود که اگر پسری مجرد ، زن شوهر داری را به بستر برده و حتا برهنه هم می نمود ، توان آمیزش کامل با او را نمی جست ؛ چرا که از ترس و هراس چنین همآغوشی و آمیزش « نکبت باری » آلت بر افراشته اش دچار ناتوانی گذرا می شد و فرو می نشست.

تا بیست و یک سالگی ام ، از جمع تقریبی هفت صد دوست دور و نزدیکم ، شمار پسران مجردی که با زن شوهردار همآغوش و هم بستر می شدند ، بیش از هفت نفر نبود. هیچ یک از این « خلاف ها » جزو دوستان نزدیکم نبودند. برای من جوان مذهبی ، متعصب و غیرت مند ، آشنایی با آنان هم همراه و همبسته با احساس گناه و عذاب وجدان بود.

باور جادویی و ننگ همبستری با زن شوهردار عاملی بزرگ در پاسداشت اخلاق جنسی و زناشویی در ایران بود.

تا سی سالگی براین گمان خوش خیالانه بودم که آن وضعیت کماکان چندان عوض نشده است تا آن که با پیمان شکنی همسر برادر دوست صمیمی ام رو به رو شدم. خانم دندان پزشک جوان همه ی زندگی تحصیلی و زناشویی اش را از فداکاری و بزرگواری خانواده ی همسرش داشت. زنی هیستریونیک - بوردرلاین که با پزشکی اسکیزوئید - آسپرگر پیمان زناشویی بسته بود و اکنون در نبود او ، بی شرمانه و فاش و آشکارا پیمان می شکست. مایه ی شگفتی این بود که در دانشکده ی دندان پزشکی بی باکانه از این رویکرد خویش دفاع می نمود و حتا بیان می کرد که خانواده ی شوهرش از این رابطه با خبر و آگاه اند و آن را آسان و راحت پذیرفته اند !!

این ناجوان مردی و بی شرمی به من غیرت زده سخت گران آمد ؛ به ویژه این که خانواده ی دوستم از خاندانی شریف و اصیل بودند که سال ها با خاندان مادری در دوستی و آشنایی بودند.

دختر بی باکانه و بی شرمانه فرهنگی نادرست را در اصفهان می پراکند و جا می انداخت.

آبروی خانواده و خاندان دوستم به سادگی داشت بر باد می رفت. آن هنگام هنوز روان پزشک ، سکسولوژیست و زوج درمانگر نشده بودم. زمینه ی برخوردم با این موضوع هم ، کار کلینیکی و بالینی نبود. برخوردی  « ایرانی » با این رخداد نمودم .

دون ژوانی سالمند مرا از این کار بر حذر داشت ، و در عوض مرا به همآغوشی با خانم دکتر تشویق نمود  !!

اما من « کمربند عفت اصفهان » شده بودم !!! 

سال ها  از این ماجرا می گذرد. خانم دندان پزشک ازدواج دیگری نموده و با همسر نوینش هم چون من از دیار زنده رود مهاجرت نموده است.

من روان پزشک ، سکسولوژیست و زوج درمانگر شدم و دیگر خود را « کمربند عفت » هیچ کجا نمی دانم ؛ صد البته رویکرد آن دون ژوان شازده اسدالله میرزا گونه را هم به کار نمی بندم !

نداشتن احساس امنیت فردی - اجتماعی در دوران پس از جدایی ( طلاق ) ، اندیشیدن به آن را دشوار می سازد. به ویژه آین که اصولن زنان در این سرزمین حق ازدواج دارند ، اما حق طلاق هرگز !

کتک هم بخورند و توهین هم بشنوند ، باید تمکین کنند !!

به راستی ، آیا همین نداشتن حق طلاق و امنیت و آبرو و عزت پس از آن به زدوده شدن آن « باور جادویی » سودمند نینجامیده است ؟!؟

در کار بالینی خود در حیطه ی زوج درمانی و سکس تراپی ، به برخی دلایل گرایش پسران و مردان مجرد یا متاهل به زنان شوهردار دست یافته ام که آن ها را بیان می نمایم:

۱) زن شوهرداری که وارد این گونه روابط فرازناشویی می شود ، برای ازدواج به معشوقش گیر نمی دهد. به رابطه ای موازی - اگر  ارضاکننده و لذت بخش باشد - دلخوش داشته و بسنده می کند.

۲) مشکل دوشیزگی ( بکارت ) و از بین رفتن آن را ندارد و امکان کامیاب گشتن کامل در آغوش او فراهم است.

۳) چنان چه دچار بارداری ناخواسته شود ، امکان جمع و جور کردن آن را دارد و اصولن با راهکارهای پیشگیری از بارداری بیشتر از دختران ازدواج نکرده آشنا و آگاه است.

۴) اصولن زن شوهرداری که وارد امر ممنوعه ی رابطه با مردی جز همسرش می شود ، جز به « لذت » و « شیطنت » نمی اندیشد ؛ و در این راه به راحتی شرم و حیا را کنار می گذارد. چه بسیار زنانی را ویزیت نموده ام که با شوهر خود فرسنگ ها بیگانه تر از معشوقان گذرای شان هستند ! از این رو کارهایی را در همبستری با اینان انجام می دهند ، که اگر یک سوم از آن را با همسرشان انجام دهند ، زندگی عاطفی - جنسی بسیار بهتر و سرشار تری را تجربه می نمایند. اما آیا همه ی شوهران با کردار و مهر کافی  فرصت و فراغت لازم را برای همآغوشی سرشار در اختیار  زنان شان قرار می دهند ؟!؟ بی گمان ، همه ی گناهان را نمی توان بر دوش این زنان هنجار گریز و پیمان شکن نهاد !

۵) زن شوهر دار همانند مرد همسر دار در خانه و کاشانه ی شیشه ای و آسیب پذیر نشسته است ؛ پس هم چون مرد همسر دار سنگ پرتاب نمی کند و آبروریزی و افتضاح به پا نمی کند.

۶) عنصر رقابت مردانه هم در رخ دادن چنین روابطی نقش خود را ایفا می کند؛ رقابت و ستیز عاطفی - جنسی از دیرباز غریزه ای شناخته شده بوده و هست. همآغوشی و همبستری با زن شوهر دار ، خودشیفتگی ( نارسی سیزم )  بیمارگونه ی برخی مردان دارای شخصیت های پر رنگ کلاستر B  را بسیار ارضا می نماید. هر چه ویژگی ( Trait ) های خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) و ضد اجتماعی ( آنتی سوشیال ) مرد بیشتر باشد و نمای شخصیتی اش به سوی اختلال برود ، رویکرد او به برقراری ارتباط با زنان شوهر دار بیشتر خواهد بود.

۷) وضعیت مالی خوب و امکانات سرشار برخی زنان متاهل نیز از دیگر دلایل رویکرد برخی مردان - به ویژه برخی پسران مجرد - به این گونه زنان است.

با نگاهی ژرف و چاره اندیشانه می توان دریافت که آسان نمودن و یا اعطای حق طلاق به زنان می تواند به خوبی از فراگیر و فرهنگ شدن بیشتر « همبستری با زنان شوهر دار » پیشگیری نماید و نقشی سودمند و اثرگذار در حفظ و پاسداشت  « اخلاق » و « معنویت » داشته باشد.

برگزاری دوره های کارآمد و به روز « هنر همآغوشی و مهارت های زناشویی » برای زنان و مردان - حتا به تفکیک جنسیت شرکت کنندگان - به خوبی می تواند در کاهش پیمان شکنی از سوی زنان و مردان همسردار سودمند واقع شود.

باید دانست که هر چند در اروپا به برقراری روابط خارج زناشویی ، با نگاهی ساده و آسان گیرانه نگریسته می شود ، اما در ایالات متحده ی آمریکا - این کاتولیک ترین کشور جهان پس از واتیکان - هنوز این گونه روابط تابو است. تا آن جا که رئیس جمهور ( کلینتون ) را بی باکانه به دادگاهی علنی با پخش سراسری می کشند تا فاش و آشکار از هنجارگریزی ها و پیمان شکنی های خویش بگوید و تا آستانه ی برکناری پیش رود.     

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:36  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

پیمان شکنی و روابط  فرا زناشویی

 

سال پنجم پزشکی استاد جراحی کلیه و مجاری ادراری - تناسلی مان ، دکتر بهمن آستانه ، واقعیتی را به من گفت که آن هنگام آن را با آرمان گرایی و احساسات و نگرش های مذهبی و متعصبانه ی جوانی ام نپذیرفتم.

بعدها در دوران دستیاری این واقعیت را در قیاس وضعیت خود مجردم با همکاران متاهل آشکارا و عیان به تماشا نشستم.

پس از ازدواج این واقعیت نا آرمان گرایانه ، خود را نمایان تر از گذشته به من نشان داد.

به راستی چرا گرایش دخترها و زنان مجرد و متاهل به برقراری روابط عاطفی - جنسی بیشتر به سوی مردان متاهل است و نه پسران و مردان مجرد؟!؟

در طی کار بالینی خود در حیطه ی زوج درمانی و سکس تراپی ، بارها و بارها شاهد چنین روابطی بوده ام و به دلایلی در این باره رسیده ام:

۱) دختران و زنان بالای سی سال دیگر توانایی برقراری ارتباط با پسران زیر بیست و هفت سال را ندارند. این امر شگفت انگیز نیست. به طور کلی ، هر زن چهار تا شش سال از لحاظ رشد روانی - اجتماعی از مرد همسن و سالش جلوتر و پخته تر است.

یک بار دختری سی و چهار ساله پرسش من درباره ی دلیل برگزیدن مردی متاهل را چنین پاسخ داد:

« آقای دکتر ، من سی و چهار سالمه؛ دیگر یک پسر زیر سی سال احساسات و نیازهای عاطفی مرا درک نمی کند. من نیازمند ارتباط با یک مرد پخته و بالغ هستم؛ چند درصد مردان موفق و سالم بالای سی و سی و پنج سال مجرد مانده اند؟!؟ چرا باید ته مانده های اجتماع نصیب من و امثال من شوند؟!؟ گناه من و امثال من چیست که پدر پول دار ، زیبایی هالیوودی و گرین کارت و تابعیت آمریکا و کانادا نداشته ایم؟؟؟ »

پاسخ دادن به پاسخ آن مراجع آسان و راحت نبود ! به ویژه این که از گرایش بسیار شمار فراوانی از مردان متاهل به چنین خانم هایی نیز خبردار بودم !!

۲) مرد متاهل در خانه و کاشانه ی شیشه ای نشسته است؛ پس آن که چنین منزل و مسکنی دارد ، سنگ به خانه و کاشانه ی زن و دختری پرتاب نمی کند ، چون با یک سنگ آرامش خواب و روزش فرو می ریزد ! آری ، مردان متاهل آبروریزی به پا نمی کنند و جزئیات روابط جنسی - عاطفی شان را جار نمی زنند ، که آشکار شدن این گونه رازها بیش تر به زیان خودشان است.

۳) در اجتماع سرشار از بی کاری جوانان ، در بیشتر موارد مرد متاهل برخلاف پسر مجرد از رفاه و سرمایه ی مادی بیشتری برخوردار است و توانایی پرداخت پول برای تفریح و سرگرمی های گوناگون را دارد. چنان چه گرفتاری هایی هم چون بارداری های ناخواسته و مانند آن رخ دهد ، چنین مردی امکان و توانایی بیشتری برای کنار گذاشتن و حل مشکلات دارد.

۴) زن و دختری که وارد ارتباط با مردی متاهل می شود ، دیگر نیازی به نجابت و حیا پیشه نمودن ندارد و می تواند دست کم برای لحظاتی از ماسک و نقاب شخصیتی که اجتماع ده رو و صد رنگ مان به اجبار و اکراه به او تحمیل نموده است ، رها شود و لذت و ارضا را تجربه نماید ، بی آن که هراس کنار زده شدن و طرد از سوی پسر و مرد مجرد را داشته باشد. او آزادانه خود را به آغوش مردی می سپارد که او را هر چه رهاتر از شرم و حیا باشد ، بیشتر و بیشتر می پذیرد !!

۵) مرد متاهل تجربه ی ارتباط چند ساله با جنس زن را داشته است ، پس احتمال بیشتری دارد که از نیازهای روانی جنس زن آگاه باشد و نیازهای وابستگی و مهرطلبی زنان را برآورده سازند. بدیهی ست که زن و دختری که ماجراجویی پیشه می نماید و وارد ارتباط با یک مرد زن دار می شود ، دختر و زنی ست که همواره به ارضای عاطفی - جنسی خود اهمیت زیاد می داده و می دهد. هم چنین مرد متاهل ، تجربه ی آمیزش و همآغوشی بیشتری دارد و احتمال آن که شیوه های به تاخیر انداختن ریزش ( انزال ) خویش و ارگاسم بخشیدن به جنس مقابل را بهتر و سودمندتر انجام دهد ، فراوان تر است.   

۶) به دلیل آن که بیشتر مردان متاهل که وارد چنین روابطی می شوند ، از موفقیت ها و پیروزی های مادی نسبی برخوردارند ، توان و نیروی بیشتری برای پشتیبانی کردن از دختران مجرد و زنان مطلقه و متاهل دارند.

۷) یک دلیل نه عمده ، اما نه چندان کم رنگ نیز پدیده ای به نام « رقابت زنانه » است. رقابتی که برخلاف ستیز و چالش مردانه رو در رو نیست و در بسیاری از موارد حتا کار به خنجر از پشت زدن هم می رسد. اصولن چه برای مردان و چه برای زنان شکست دادن هم جنسان خویش در رقابت های عاطفی - جنسی بسیار دلچسب ، خوشایند و ارضاکننده است.

    

اما به راستی به جز توسعه ی اقتصادی - اجتماعی و رفع معضل بی کاری و بی مسکنی جوانان و کاستن از نرخ تورم ، راهبرد اثرگذاری برای کاهش رخ دادن چنین روابطی در اجتماع ما هست ؟!؟

دیگر زمان شعار دادن از آرمان های اخلاقی و معنوی گذشته است. آنان که بیشتر شعار می دهند و در ظاهر رویکردهای  کینه توزانه و متعصبانه برمی گزینند ، خود بیش از دیگران درگیر و سرگردان در چنین روابطی هستند !!

افسوس که معنویت و ایمان و اخلاق هم چون شرافت و محبت و انسانیت ، بسیار ساده و آسان از کف مان لغزیدند. افسوس !!!  

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:43  توسط دکتر بهنام اوحدی