آشنایی با شخصیت جامعه ستیز – بخش چهارم
حیوان آزار ، مردم آزار می شود
دکتر بهنام اوحدی *
ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال سلوک ( CONDUCT Disorder )از این قرار است:
الف ) الگوی تکراری و پایدار رفتاری که طی آن حقوق بنیادین دیگران ، موازین و مناسبات عمده ی اجتماعی – اخلاقی متناسب با سن و یا قوانین زیر پا نهاده می شوند که با بروز سه مورد یا بیشتر از ملاک های زیر در دوازده ماهه ی گذشته نمایان می شود و دست کم یک ملاک طی شش ماهه ی گذشته وجود داشته باشد.
پرخاشگری نسبت به آدمیان و حیوانات :
(1) اغلب قلدری کرده و دیگران را تهدید نموده یا می ترساند.
(2) اغلب دعواها و ستیزهای جسمانی را آغاز می کند.
(3) از اسلحه ای سود می جوید که می تواند آسیب جسمانی شدیدی به دیگران وارد نماید ( هم چون چماق ، آجر ، بطری شکسته ، چاقو ، قمه ، و یا سلاح گرم )
(4) نسبت به دیگر آدمیان سنگ دلی جسمی نشان می دهد.
(5) نسبت به حیوانات از لحاظ جسمانی سنگ دلی نشان می دهد.
(6) در عین رویارویی با قربانی دست به دزدی می زند ( مانند دزدی همراه با خشونت ، کیف قاپی ، اخاذی ، دزدی مسلحانه )
(7) دیگران را به زور وادار به پذیرفتن رابطه ی جنسی می کند.
تخریب اموال :
(8) به عمد و با هدف پدید آوردن آسیب جدی ، دست به آتش افروزی می زند.
(9) به عمد آلات و ابزار دیگران را تخریب می نماید ( به جز آتش افروزی ).
تقلب یا دزدی :
(10) به زور وارد خانه ، ساختمان یا خودروی دیگران می شود.
(11) اغلب برای به چنگ آوردن کالا ها یا سود و یا فرار از وظایف و تعهدات دروغ می گوید ( سر دیگران کلاه می گذارد ).
(12) اشیای بی ارزش را بدون رویاروی شدن با قربانی می دزدد ( برای نمونه ، بلند کردن کالاها از مغازه ها ولی بدون شکستن و ورود غیرقانونی یا جعل )
زیرپا گذاشتن جدی مقررات :
(13) اغلب با وجود قدغن نمودن پدر و مادر ، شب ها بیرون از خانه می ماند ( این حالت پیش از سیزده سالگی آغاز می شود ).
(14) دست کم دو بار ضمن زندگی با پدر و مادر واقعی یا شیری ( رضاعی ) شب ها از خانه فرار می کند ( و یا یک بار بدون بازگشت برای مدتی دراز از خانه فرار کرده است ).
(15) اغلب از مدرسه می گریزد ( این حالت پیش از سیزده سالگی آغاز می شود ).
ب ) آشفتگی رفتار از چشم انداز بالینی ، کاستی و تخریب چشمگیری در کارکرد دانش آموزی ، اجتماعی ( روابط بین فردی ) ، یا شغلی می شود. ( تخریب کارکرد در یک یا چند تا از این حوزه ها و نه همه ی آن ها مطرح است ).
پ ) اگر فرد هژده ساله و یا مسن تر باشد ، ملاک های اختلال شخصیت ضد اجتماعی وجود نداشته باشد.
گونه ی آغاز شونده در دوران کودکی : دست کم یکی از ملاک های تشخیصی اختلال سلوک پیش از سن ده سالگی آغاز می شود.
گونه ی آغاز شونده در نوجوانی : هیچ یک از ملاک های تشخیصی اختلال سلوک پیش از سن ده سالگی وجود ندارد.
سویه ی خفیف : اگر مشکلات سلوک فراتر از اندازه ی لازم برای تشخیص هم وجود داشته باشد ، انگشت شمار است و هم چنین مشکلات رفتاری فقط آسیب جزیی به دیگران پدید می آورد.
سویه ی متوسط : شمار مشکلات سلوک و اثرات آن بر دیگران در میان سویه های خفیف و شدید است.
سویه ی شدید : مشکلات مربوط به سلوک ، پر شمار و فراتر از اندازه ی لازم برای تشخیص است یا این مشکلات آسیب چشمگیری برای دیگران پدید می آورد.
البته آشفتگی های سلوک ممکن است جدای از این اختلال ، بخشی از بسیاری از اختلالات روان پزشکی – از اختلالات خلق تا اختلالات روان پریشانه ( سایکوتیک ) و نیز اختلالات یادگیری – باشد. بنابراین سیر نشانه ها از دیدگاه زمانی می تواند نمایان سازد که اختلال سلوک یک پدیده ی واکنشی و گذراست و یا این که یک الگوی پایدار است. کردارهای جداگانه ی جامعه ستیزانه توجیه کننده ی تشخیص اختلال سلوک نیست و برای گذاشتن این تشخیص باید الگوی پایداری وجود داشته باشد. بسیاری از کودکان دچار « اختلال نافرمانی ستیز جویانه » - که پیشرو گونه ی خفیف اختلال سلوک دانسته شده است – هرگز دچار اختلال سلوک نمی شوند. ویژگی جداکننده ی این دو اختلال آن است که در اختلال سلوک ، حقوق بنیادین دیگران زیر پا گذاشته می شود ، در حالی که در اختلال نافرمانی ستیز جویانه ، پرخاش گری و منفی کاری به اندازه ای نیست که باعث از دست رفتن حقوق دیگران شود. اختلال سلوک را هم چنین باید از اختلالات خلقی یک و دو قطبی باز شناخت ، هر چند هم زمانی فراوانی بین اختلال سلوک و اختلالات افسردگی به چشم می آید. بیان می شود که هم بستگی بالای این دو اختلال بیشتر ناشی از عوامل خطرساز مشترک این دو است و نه این که یک اختلال علت دیگری باشد. بنابراین یک رشته عوامل از جمله تعارضات خانوادگی ، رخدادهای منفی زندگی ، پیشینه ی نخستین از آشفتگی سلوک ، اندازه ی درگیری پدر و مادر ، و اثر پذیری از هم سالان بزه کار در بروز اختلالات عاطفی و اختلال سلوک نقش دارد. این امر درباره ی اختلال نافرمانی ستیزجویانه درست نیست؛ یعنی تشخیص اختلال نافرمانی ستیزجویانه را ، چنان چه منحصر و محدود به جریان اختلال خلق باشد ، نمی توان مطرح نمود.