تبليغاتX
شب نشینی در جهنم وادنگ

شب نشینی در جهنم وادنگ

شب نوشت های یک رسوای سرزمین ریا

 

 
دید کهنه را رها کن - به درکی نو برس !
 
 
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و دیگر دانشگاه ها ، امکان تهیه ی این کتاب ها را ، با تخفیف ویژه ، از کتابفروشی پزشکی « انتشارات ارجمند » دارند.
 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 6:2  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

ORAL SEX

 

 بنا به درخواست های مکرر خوانندگان این وبلاگ و ای میل های پر شمار پیرامون بهنجار بودن یا نبودن « س ک س و آمیزش دهانی ( ORAL SEX ) » پس از مدت ها بر آن شدم تا به برخی پرسش ها و درخواست های این عزیزان پاسخ گویم.

درباره ی این چالش امروز اجتماع ایرانیان داخل کشور ، در دو وبلاگی که در راستای بهداشت و سلامت روان ، با رویکرد پیشگیرانه گشوده ام :

شرم گاه   و  یک سکسولوژیست 

 نوشته ام.

شما هم در صورت احساس نیاز به دانستن بیشتر در این باره ، می توانید به این دو وبلاگ مراجعه نمایید.

 

پیشگیری بر درمان مقدم است

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 5:58  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

کلینیک سکس تهران : دکتر بهنام اوحدی

 

 

 نشانی کلینیک های روان پزشکی ( دارو درمانی - روان درمانی - سکس تراپی - زوج درمانی و خانواده درمانی ) و مشاوره ( ازدواج ، طلاق و ... ) من از این قرار است :

 

دکتر بهنام اوحدی

 

بورد تخصصی اعصاب و روان از دانشگاه علوم پزشکی تهران

 

روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 

مشاور ازدواج و طلاق

 

شماره ی نظام پزشکی : ۷۱۴۵۰

 

۱- روزهای یک شنبه ، سه شنبه ، چهارشنبه و پنج شنبه ( بعد از ظهر ) :

خ جردن ( آفریقا ) ، بالاتر از بلوار میرداماد ، رو به روی برج آناهیتا ، نبش کوچه ی سرو ، پلاک ۱۰۱ ، واحد ۱۰ ، مرکز مشاوره ی شکیبا ، تلفن : ۸۸۷۹۱۸۶۱ و  ۸۸۶۵۵۶۸۰

 

۲- شنبه ها  ( پیش از ظهر و بعد از ظهر ) :

خ مطهری ( بین خ سهروردی و  خ شریعتی ) ، خ ترکمنستان ، کوی زریر ، پلاک ۱۲ ، طبقه ی همکف ، کلینیک یارا ، تلفن : ۸۸۴۳۱۷۳۳  و ۸۸۴۷۰۹۶۰

 

۳- دو شنبه ها  ( پیش از ظهر ) : انقلاب ،تقاطع  خ جمال زاده ی جنوبی و خ جمهوری ، جنب بانک سپه ، ساختمان ۱۱۰ ، واحد ۱۴ ، کلینیک رهاجو ( دکتر سارنگ ) ، تلفن : ۶۶۴۳۲۲۲۹ و ۶۶۴۳۷۵۶۲ 

 

۴- دوشنبه ها ( بعد از ظهر ) و سه شنبه ها ( پیش از ظهر )  : سعادت آباد ، ضلع شمال غربی تقاطع بلوار دریا و خیابان پاک نژاد ، کلینیک مشاوره و روان شناسی دریا ، تلفن : ۸۸۶۹۷۴۲۷ و ۸۸۶۹۷۴۱۸     

 

 

 

 

 

 

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 5:19  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

کارگاه آموزشی آزاد : هنر عشق ورزی و مهارت های همآغوشی دکتر بهنام اوحدی

 

با یاری پروردگار راستی ، مهر و خرد ، دوره ی جدید کارگاه آموزشی تخصصی پنجاه ساعته ی « س ک سولوژی بالینی ( س ک س تراپی ) » این جانب برای دانشجویان و دانش آموختگان روان پزشکی ، روان شناسی ، پزشکی ، مشاوره ، مددکاری ، علوم تربیتی ، مامایی ، پرستاری و رشته های وابسته از ۹ بامداد جمعه ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۶ در کلینیک مددکاری یارا برگزار می گردد.

این دوره هر جمعه چهار ساعت - در دوازده جلسه - و بر پایه ی واپسین درسنامه ها و مراجع بین المللی س ک سولوژی و س ک س تراپی ، همراه با بیان ویژگی های خاص فرهنگی - اجتماعی جامعه ی در حال گذار ایران ارائه می شود.

در این دوره همچون دوره های گذشته ، راهبردها و راهکارهای پیشگیری و درمان « روابط خارج زناشویی ، پیمان شکنی و خیانت به همسر » برای شرکت کنندگان بیان می شود.

علاقه مندان به شرکت در این کارگاه آموزشی ، برای دست یافتن به آگاهی های بیشتر و ثبت نام می توانند با شماره تلفن کلینیک یارا : ۸۸۴۳۱۷۳۳  تماس گرفته و یا به نشانی این کلینیک : خیابان مطهری ، بین خ سهروردی و خ شریعتی ، خیابان ترکمنستان ، خیابان زریر ، پلاک ۱۲ ، طبقه ی همکف   مراجعه نمایند.

 

امیدوارم تا با همکاری یک کلینیک رسمی و خوشنام اصفهان ، بتوانم دست کم کارگاه آموزشی تخصصی پنجاه ساعته ی « س ک سولوژی بالینی ( س ک س تراپی ) » را در زادگاه خویش - اسپهان ( اصفهان ) - برای دانشجویان و دانش آموختگان روان پزشکی ، روان شناسی ، پزشکی ، مشاوره ، مددکاری ، علوم تربیتی ، مامایی ، پرستاری و رشته های وابسته برگزار نمایم. هر چند منتظر پیشنهاد کلینیک های زادگاهم برای آغاز این کارگاه در تعطیلات سال نو هستم ، اما فراهم آمدن شرایط برگزاری این دوره ها در اصفهان دشواری های بسیاری دارد. شاید یکی از نخستین دشواری ها ، پدید آوردن پذیرش لزوم برگزاری این کارگاه در برخی همکاران روان پزشک و روان شناس اصفهانی ست که به محافظه کاری های آن چنانی و چشم فرو بستن بر پتانسیل های بالقوه ی اصفهان و اصفهانیان گرایش فراوان دارند ! 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 5:9  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 مهوش: هنرمند هنجارشکن

 سده چهاردهم خورشیدی دوران گذار ایران به فرهنگ و تمدن جدید جهانی بوده است. آشنایی ایرانیان با هنر و سبک زندگی غربی، باعث گسترش دامنه تفریحات و هنرهای تازه در ایران شد که برای نمونه، هنر جذاب سینما جای ویژه ای در بین ایرانیان پیدا کرد. پیوند سینما و موسیقی، تفریحی دلپذیر به حساب می آید و هنوز هم فیلمسازان برجسته از آواز و موسیقی برای جذاب کردن بیشتر فیلمهایشان بهره می برند. تاریخ سینما و موسیقی عامیانه ایران متاثر از چهره هایی انگشت شمار است که بر خلاف عرف زمانه خود، خطر کرده و پیشگام ترویج این هنرها شده اند. یکی از پیشگامان موسیقی عامیانه و ترانه خوانی زنان در ایران مهوش، خواننده ی بروجردی است.

 دوشیزه بروجردی

 مهوش در اوائل سده چهاردهم خورشیدی در بروجرد به دنیا آمد. از دوران کودکی و خانواده وی اطلاع چندانی در دست نیست. در نوجوانی به تهران رفت و با صدای خوشی که داشت جذب یک ارکستر کوچک محفلی در تهران شد.  پس از مدت با هنرمندی از همین گروه به نام حسن زاده ازدواج کرد که نوازنده ویولون بود. مهوش در هنر رقص نیز استعداد عجیبی داشت و کم کم به خوانندگی و رقص در کاباره های تهران روی آورد که شهرت برای وی به دنبال آورد. کافه جمشید، نخستین کاباره ی تهران بود که مهوش در آن به رقص و آواز پرداخت (۶).گسترش فیلم سازی در ایران و رواج فیلمهای مشهور به فیلمفارسی در دهه های سی و چهل خورشیدی، هنرمندان زیادی را به وادی سینما کشاند که مهوش نیز از جمله آنان بود. مهوش علاوه بر خوانندگی به هنرپیشگی در فیلمها نیز پرداخت که به دلیل جاذبه های صدا، رقص و بدن، مورد استقبال فراوان قرار گرفت و محبوبیت و شهرت بسیار یافت.

 

فیلم تارزان با رقص و آواز مهوش !

مهوش  یک خواننده کافه ای بود و طرفداران زیادی هم داشت. برای نخستین بار از رقص و آوازش در فیلم  خورشید می درخشد  استفاده شد و استقبالی که از آن بعمل آمد، باعث شد تقریبا در تمام محصولات سالهای 35 تا 39 سینمای ایران صحنه هایی از رقص و  آواز مهوش گنجانیده شود چرا که این کار، فروش فیلمهای ایرانی را تضمین می کرد.  حتی در خیلی از شهرستانها، از رقص های مهوش در فیلم های خارجی هم استفاده می کردند و جلوی سینما مثلا اعلان میکردند: « امشب فیلم تارزان با شرکت جانی ویسمولر همراه با رقص و اواز بانو مهوش! «.  رقیب مهوش هنرمند دیگری بود با نام آفت که پس از مرگ مهوش فرصت خودنمایی بیشتری یافت (۱).

 

حکایت هفت کچلان

مهوش هنرمندی از گروه  خوانندگان لاله‌زاری بشمار می‌آمد و از چهره‌های کاباره‌ای تهران بود. شوهر مهوش، حسن‌زاده،  در برنامه‌های مهوش ویلن می‌زد. مهوش در آغاز در نیمه‌کاباره‌ها برنامه داشت ولی بعدها در نخستین کاباره تهران یعنی کافه جمشید به روی صحنه رفت. نمایش‌های او بر روی صحنه شمار زیادی از افراد معروف به اوباش را به خود می‌کشید که باعث جنگ و جدال میان این افراد نیز بود. مهوش ستاره اوباش تهران بود. بزرگترین دعوای اوباش، در کافه جمشید میان گروهی به نام هفت‌کچلان با دیگر اوباش، بر سر مهوش، اتفاق افتاد  (۴).

 آن شب مهوش ترانه‌ای را روی صحنه می‌خواند كه شعر آن برای دورانی ورد زبان عاميانه شده بود بنام "كی ميگه؟" با این متن: "اين دست كجه؟ كی ميگه كجه؟ اين چشم چپه؟ كی ميگه چپه؟ اين ك...ن كجه؟ كی ميگه كجه؟..." و بعد دور خودش می‌چرخيد و كمی دامنش را بالا می‌زد. وی ضمن اجرای این ترانه، كلاه از سر يكی از برادران هفت كچلان كه جلوی صحنه ميز گرفته بودند برداشت و خطاب به جمعيت پرسيد: "اين سر گره؟ كی ميگه گره؟" اين شوخی بامزه‌ای بود كه می‌توانست به قيمت جان وی در آن سالهای حكومت اوباش در تهران تمام شود و مهوش بدون حمايت لات‌ها و اوباش ديگری كه پشت ميزهای ديگر پخش بودند نمی‌توانست چنين جراتی داشته باشد. يكی از برادران هفت كچلان رفت روی صحنه كه مهوش را بغل كند و بيآورد پائين كه جنگ مغلوبه شد و تيغ تيز چاقو گوشه صورت مهوش را هم برد. نه كسی را به كلانتری بردند و نه پاسبانی جسارت دخالت در نزاغ و تسويه حساب اوباش طراز اول تهران را داشت. همديگر را لت و پار كردند، تا بالاخره همه با هم مهوش و شوهرش را بردند كرج تا برای همه شان خصوصی بخواند (۵).

 

بانوی نیکوکار

مهوش دوستدار و مددکار یتیمان و خانواده های کم بضاعت بود و چه در حیات و چه پس از مرگ، دارایی خود را به آنان واگذار کرده بود. وی خواننده ای مردمی بوده و به همین دلیل در زمان حیات و مرگش جمعیت زیادی هواخواهش بوده اند.  یک بار هم به جرم نشر کتابی در مورد مسائل جنسی به دادگاه می رود  که کلاه مخملی ها یا جاهل های طرفدار وی، مشتاقانه وی را همراهی و آزاد می کنند (۳).

  

بهار زودرس مهوش

مهوش عمر کوتاهی داشت و مرگ فرصت رشد و هنرنمایی بیشتر را از او گرفت. وی در یک تصادف رانندگی در بهمن 1339  در تهران درگذشت.  این تصادف در خیابان باستان رخ داد  که بعدها این محل به نام پیچ مهوش یا پیچ مهوش کشی مشهور شد.  درحالی که مهوش همرا هنرمند دیگر، علی تبریزی، نوازنده ی ارکستر و دو تن از دوستانش در اتومبیل مشغول به رانندگی بود تصادف شدیدی نمود که در اثر ضربه مغزی یک روز بعد در تاریخ 27 بهمن درگذشت (۶). مهوش خواننده ای بسیار محبوب بود و مرگش شوک خبری بزرگی برای هنر دوستان به شمار می آمد. بیش از یکصد و بیست هزار نسخه از روزنامه هایی که خبر تصادف و مرگ مهوش را درج کردند به فروش رسید که در آن زمان رکوردی بزرگ به حساب می آمد. در روز خاکسپاری مهوش،  دسته های مردم از شهر ری تا شاه عبدالعظیم برای بدرقه آمده بودند که جمعیت بسیار زیادی را شامل می شد و از این حیث نیز رکوردی به شمار می آمد.

  

فیلمشناخت مهوش

مهوش در چندین فیلم آواز خواند، رقصید و یا بازی کرد. فیلمهای وی عبارتند از (۲):

بازیگری:

۱ -  دختري از اصفهان (۱۳۳۹)
۲ -  
از پاريس برگشته (۱۳۳۸)
۳ -  
دو عروس براي سه برادر (۱۳۳۸)
۴ -  
يكي بود يكي نبود (۱۳۳۸)
۵ -  
شاباجي خانم (۱۳۳۷)
۶ -  
برهنه خوشحال (۱۳۳۶)
۷ -  
نردبان ترقي (۱۳۳۶)
۸ -  
ليلي و مجنون (۱۳۳۵)

آواز:

۱ -  گل گمشده (۱۳۴۱)
۲ -  
يكي بود يكي نبود (۱۳۳۸)

رقص:

۱ -    گل گمشده (۱۳۴۱)

 

 گیرشگاه ها

 ۱ - برگرفته از وبلاگ پرشین وان

۲ - مهوش، سوره سینما

۳ - مهوش خواننده، مهوش نویسنده، وبسایت مداد

۴ - مهوش، از ویکی پدیای فارسی

۵  - كمر تهران كه به سمت جنوب شهر می‌شكست، وبسایت قدیمی ها

 ۶ - مهوش ، بانوی پیشتاز ایران در دهه ی پنجاه میلادی، وبلاگ زندگی و ترانه

 

www.boroujerd.info/mahvash.htm

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 11:50  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

شب نشینی در جهنم

 

پس از سال ها دوباره فیلم کلاسیک ( و در نوع خود بی مانند ) تاریخ سینمای ایران را دیدم.

در تاریخ سینمای ایران این فیلم قدیمی ، به احتمال فراوان یگانه فیلمی ست که چگونگی قیامت و پل صراط و بهشت و جهنم را به تصویر می کشد. هر چند این نمایش درون مایه ای کمدی و مزاح مدار و طنز گونه دارد ، اما یکی از رو  و مستقیم ترین آموزش های انسانی و اخلاقی را درباره ی بیماری های اجتماع عقب مانده ی ما ارائه می دهد.

دهه ها پیش از بنیان گذاری صندوق های قرض الحسنه و نیز یورش برخی علما و مسئولان نظام اسلامی به گسترش و فراگیری پدیده ی نا فرخنده ی ربح و ربا و سود و نزول در ام القرای مذهب شیعه ، فیلم ماندگار و هنوز بی مانند « شب نشینی در جهنم »  نسبت به این اختراع بشر تاخت و پول پرستی و ثروت اندوزی و مادی گرایی را به چالش و پرسش کشید.

فیلم کلاسیک و اکنون عتیقه شده ی « شب نشینی در جهنم » از نخستین فیلم های دوست داشتنی ترین اصفهانی جهان - استاد رضا ارحام صدر اصفهانی - ست که پس از سال ها دست به دست گشتن نسخه های ویدئویی بتا ماکس و VHS آن ، اکنون VCD و DVD ان ، نه تنها در اصفهان ، که در تهران و تهرانجلس ( لوس آنجلس ) و سراسر آمریکا و اروپا و ............... بین دوست داران سینمای کمدی ایران داد و ستد می شود.

در تاریخ سینمای ایران ، شمار فیلم هایی که می توان آن ها را چندین بار هم چون فیلم « آوای موسیقی ( اشک ها و لبخندها ) دید ، فراوان نیست. « دایی جان ناپلئون » ، « سوته دلان » ، « گنج قارون » ، « جوجه فکلی » ، « آثار دو نصرت سینمای ایران ( نصرت کریمی و نصرت وحدت ) » ، ...................... و به تازگی فیلم نکته سنج و ماندگار « مکس ( MAX ) » از جمله ی این نوادر دوران ما و پیش از ما هستند. 

« شب نشینی در جهنم » اثری هنری و اندیشه مداراه و شبه فلسفی باب طبع شبه روشنفکران میان سال ، جوان و نوجوان این سرزمین سرشار از کلاستر B شخصیتی - نارسی سیتیک ، هیستریونیک ، بوردرلاین و آنتی سوشیال - نیست ، اما در نوع خود بی گمان ساخته ای بی مانند و بسیار بسیار آوانگارد و پیشروست. این اثر کلاسیک سینمای ایران را از دست ندهید که تنها یک همانند دارد:

نمایش ( تئاتر ) « وادنگ » اثر ماندگار و آوانگارد استاد رضا ارحام صدر از مکتب تئاتر سپاهان ( اصفهان )

 

 وادنگ - نمایشی ماندگار از استاد رضا ارحام صدر اصفهانی      

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 11:44  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

می دانم که ماهواره ، کانال های نامناسب و ناجور و غیر بهداشتی دارد که به پراکندن و گستراندن مستهجنات و مزخرفات و خزعبلات مشغولیت و اهتمام دارند ،

اما نمی دانم که چرا برخی به جای سود جستن از این تکنولوژی و نیز تکنولوژی هایی چون سینمای خانواده و DVD و VCD و مانند آن ، هر هز چند گاهی - هم چون دهه های گذشته - به راهبردها و رویکردهای از رده خارج شده و عهد دقیانوسی می آورند و جلوی استفاده از این مخرات و مسکنات را می گیرند که وابستگی و اعتیاد مهلک و شدیدی ندارد و به جوشش و خروش اجتماعی ای هم نمی انجامد.

این سریال های تاریخ گذشته ی پر آه و ناله و افسوس و اشک را بسیاری - بی گمان شماری میلیونی - نمی پسندند ، هر چند میلیون ها نفر بدان وابسته و مشتاق می شوند.

این روزها زندگی نه سنتی و نه مدرن و در واقع در حال گذار ایرانیان - و به ویژه نسل زیر چهل و سی و پنج سال - سرشار از مشکلات و تنش های فراوان است. باور کنیم که اگر به جای جلوگیری از استفاده از شبکه های رایگان ماهواره ای و به مجازات و جریمه و زندان سپردن DVD فروشان تیره روز نگون بخت ، راه و شیوه ی درست سود جستن از این گونه تکنولوژی های هر روز غیر قابل کنترل شونده تر را آموزش دهیم ، این گونه تکنولوژی های سرگرم کننده بهترین تسکین  و سوپاپ اطمینان برای این اجتماع خشمگین و سرگردان خواهد بود و نقشی بی همانند در یشگیری از سوء مصرف و وابستگی ( اعتیاد ) به مواد مخدر و محرک ایفا خواهند نمود. اگر خدا بخواهد !!

 

خون بازی : اعتیاد تزریقی مواد مخدر و محرک 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 7:7  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

کارتون خپل و باغ گل ها

 

ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ،

برادر ضرغامی ،

سلام.

 مدت هاست که می خواهم این نامه را برای شما بنویسم.

من از آن نسل کودکان و بچه های دوران انقلابم که یک هو کارتون ها و سریال های گیرا و ماندگار هم چون « مرد شش میلیون دلاری » ، « فضا : ۱۹۹۹ » ، « در تعقیب جو » ، « دایی جان ناپلئون » ، « میشل استروگف » ، « سوپر من » ، « بت من » ، « اسپایدر من » و .............. را از آن ها گرفتند و به جایشان فیلم های پارتیزان های صرب و کروات یوگسلاوی سابق ، محمد رسول الله ، عمر مختار ، غازهای وحشی ، شاه دزد ، شاه دوست و مانند آن را  بیش از یکصد بار برای مان از شبکه های یک و دو و صبح جمعه استانی سیما پخش نمودند.

از آن همه کارتون - که اکنون فیلم « مرد عنکبوتی ( Spider man ) » اش از کانال پنج تهران و کارتون میشل استروگف اش از شبکه یک سیما به نمایش گذاشته می شود - برای مان فقط ماند « سند باد : به جز قسمت پایانی شبه اروتیک شبهه دارش - که شیلا کلاغ ، شیلا خانم جذاب و نازداری می شود - » ، « پینوکیو ی کمی تا قسمتی از پری مهربون ممیزی شده » ، « شوید و جعفری » و  «  خپل و باغ گل ها »  و صد البته « علی کوچولو ( که پس از دو دهه CD تکمیلی و کمری شاه فنری اش ، نه از سوی سیما که از ناکجا آباد به بازار مصرف آمد ) » .

باور بفرمایید این کمترین به خداوند سوگند نه حس و حال و اشتیاق تماشای این گونه نسخه های نامجاز تکمیلی « علی کوچولو » و « کلاه قرمزی »  را دارم و نه در عطش دیدن « پری مهربون » پینوکیو و « شیلا خانم پیش از این کلاغ بوده » ی شیخ سندباد ، بابا علاء الدین و علی بابای نارسی سیستیک / بوردرلاین ، روزگار می گذرانم.

من در میان همه ی آن کارتون های دوران خوش کودکی ، تنها و تنها در عطش و اشتیاق تماشای دوباره ی  کارتون / سریال « خپل و باغ گل ها » - با آن صدای نرم و آرامش بخش « هوشنگ لطیف پور » - می سوزم و می سازم.

به عنوان یک روان پزشک دارای بورد ( دانشنامه ) تخصصی اعصاب و روان نیز به حضرتعالی یادآور می شوم که این کارتون ، با آن دوبله ی ماندگار ، دارویی آرام بخش و آسوده ساز است و می تواند آشکارا و اثرگذار در کاستن از مشکلات ، تنش ها و ناآسودگی های روان اجتماع - به ویژه نسل پر تنش و استرس زیر چهل سال نقشی جدی ایفا نماید.

بنابراین خواهشمندم دستور بفرمایید تا مؤسسه ی سروش - که از نهادهای زیر مجموعه ی تحت سرپرستی و ریاست حضرتعالی است - در اقدامی ماندگار و خدا و مردم پسندانه نسبت به تهیه و عرضه ی VCD و DVD قسمت های کارتون « خپل و باغ گل ها » همت گماشته ، RELAXATION ای عمومی برای ما شهروندان درجه هفتمی و خط صفر زیر چهل سال این اجتماع خشمگین و سرگردان پدید آورند.

این جانب حاضرم به هر نحو که صلاح بدانید به حضرتعالی تضمین و اطمینان کتبی و رسمی بدهم که مؤسسه ی « سروش سیما » هرگز از این اقدام خداپسندانه دچار زیان نخواهد شد. به ویژه این که نسخه ی دوبله شده ی این کارتون بر خلاف نسخه های اصلی و زیرنویس فارسی دار « مرد شش میلیون دلاری » ، « در تعقیب جو » ، « فضا ۱۹۹۹ » ،  « میشل استروگف »  ، « دایی جان ناپلئون » ، « مورچه داره ( ماندگار ترین اثر استاد کاظم افرندنیا ) » و مانند آن به چنگ نمی آید.

ضمن پوزش از تصدیع اوقات حضرتعالی ، توفیق جنابعالی را در ادامه ی خدمت به نظام و مردم از خداوند متعال خواهانم.

 

 مرد شش میلیون دلاری 6 million dollar man

 

 

 

نوستالژی تلویزیونی نسل من : فضا 1999 ( Space 1999 )

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 6:30  توسط دکتر بهنام اوحدی